روي خدا رو ببوس* نوامبر 29, 2009
Posted by kian88 in اینترنت.add a comment
“ شبت بخير، عيدت مبارك. سال پيش اين موقع فكرش رو هم نمي كردم كه توي اين احوال باشم… كاش من مثل مسيحيا مسلمون مي شدم، كاش تووي محروميت آموزه بودم و تشنه اسلام، كاش عرفان نخونده بودم پيش از اينكه خودم اونا رو تجربه كنم ؛ كاش با علم ايمان داشتم، كاش مرزهام رو بتونم دوباره پيدا كنم…. كاش شك هميشه مقدمه يقين باشه. كاش خدا واضح تر بود”
شيربرنج نوامبر 18, 2009
Posted by kian88 in اینترنت.add a comment
سرما خورده و داره شير برنج مي خوره… تاكيد مي كنه كه خوشمزه هست و مامانش برايش اختصاصي پخته.هر چقدر راه مي آيم كه يك قاشق هم به من بده،قبول نمي كنه… مابين شيربرنج خوردنش سوال پيچش مي كنم و حرفهاي بين ما رد و بدل مي شه… با اطمينان از حال و امروزمون و آينده اي كه خوب و به قول معروف peaceful هست،حرف مي زنه… اما من باور نمي كنم و مدام در جنگ و جدال با خودم و تربيتي كه شدم هستم، با داوري ها و بالا و پايينهاي كه هر روز خودم و رفتارم رو مي كنم… شير برنجش تمام شده و يك چاي هم خورده اما من ديگه اشتهاي ناهار رو ندارم…
مانده ام امروز و اين اگرچه در ظاهر كوچك است، چه خواهم كرد اگر بزرگترها ( رفتارها، روشها ) به سراغم بيايند…..
مي خواهم هم باشم هم نباشم…يك چيزي در مضامين راه رفتن برخلاف جهت…يك شكي كه عقل سربه سرم مي ذاره و هشدار مي ده… گاهي شبيه شكهاي بي مورد مرض گونه مي شه.شبيه ترديد در بديهيات
نمي دانم
نصب درایور کارت گرافیکی Nvidia نسخه 190.42 در Karmic/Jaunty/Intrepid/Hardy نوامبر 1, 2009
Posted by Orem in آموزشی, نصب درایور, گنو/لینوکس.add a comment
قبلا اینجا در مورد نحوهی نصب کارت گرافیکی نوشته بودم که هنوز هم میشه ازش استفاده کرد، ولی روش جالبی در اوبونتو گیک برای نصب این نسخه جدید کارت گرافیکی بیان شده که بصورت مختصر اینجا مینویسم.
کاربران اوبونتو Karmic دستور زیر را در ترمینال وارد کنند:
sudo add-apt-repository ppa:nvidia-vdpau/ppa
کاربران نسخههای قدیمیتر ابتدا باید sources.list را ویرایش کنند:
sudo gedit /etc/apt/sources.list
دو خط زیر باید به انتهای لیستی که باز شد اضافه شود و فقط باید به جای YOUR_UBUNTU_VERSION نسخهی اوبونتوی خود را بنویسیم مثلا کاربران هاردی باید ابتدا به جای YOUR_UBUNTU_VERSION در دو خط زیر hardy بنویسند و سپس آن را در sources.list قرار دهند، به همین ترتیب کاربران اوبونتو 9.04 باید قرار دهند jaunty و کاربران 8.10 نیز باید intrepid قرار دهند:
deb http://ppa.launchpad.net/nvidia-vdpau/ppa/ubuntu YOUR_UBUNTU_VERSION main
deb-src http://ppa.launchpad.net/nvidia-vdpau/ppa/ubuntu YOUR_UBUNTU_VERSION main
GPG key را با استفاده از دستور زیر نصب میکنیم:
sudo apt-key adv --keyserver keyserver.ubuntu.com --recv-keys CEC06767
حال دستور بهروزگشتن میدهیم( هر نسخهای از اوبونتو که داریم این دستور را وارد میکنیم):
sudo apt-get update
درنهایت برای نصب کارت گرافیکی دستور زیر را وارد میکنیم:
sudo apt-get install nvidia-190-modaliases nvidia-glx-190 nvidia-settings-190
به همین راحتی کارت گرافیکی نصب شد.
تنهايي نوامبر 1, 2009
Posted by kian88 in اینترنت.add a comment
دلم يك تنهايي عجيب غريب مي خواهد.يك مجردي ناب، مجرد از زمان و مكان و اشخاص.
هوس كردم ، بروم در يك جنگل تاريك كه گه گداري نور خورشيد از لا به لاي شاخه ها برايم راه باز كند.يك كلبه چوبي داشته باشم، شبها در آن بخوابم و روزها بيايم بيرون و بروم در جنگل قدم بزنم و خوراكي پيدا كنم.تبرم را بگذارم روي دوشم و هيزمم را در همين بين جمع كنم…
از تمام تكنولوژيها فقط يك MP3 player خوب داشته باشم، پر از موسيقي و سخن ارزشمند.اگر شد GPRS هم داشته باشم بد نيست و البته كتاب.
دوربين نمي خواهم چون مي خواهم چشمم را ثبت كننده اين همه مناظر قرار بدهم و تنها گوشم باشد كه صداي آرامش را بشنود.
مي خواهم يك جنگل نسبتا بي خطر را انتخاب كنم چون تفنگ با خودم نمي برم.
دلم يك مجردي ناب مي خواهد.
دلم يك مشام پر از بوي نم جنگل
يك بغل رطوبت مي خواهد
دردوارهها اکتبر 27, 2009
Posted by Orem in شعر, نقل قول.1 comment so far
دردهای من
جامه نیستند
تا ز تن در آورم
چامه و چکامه نیستند
تا به رشته ی سخن درآورم
نعره نیستند
تا ز نای جان بر آورم
دردهای من نگفتنی
دردهای من نهفتنی است
دردهای من
گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست
درد مردم زمانه است
مردمی که چین پوستینشان
مردمی که رنگ روی آستینشان
مردمی که نامهایشان
جلد کهنه ی شناسنامه هایشان
درد می کند
من ولی تمام استخوان بودنم
لحظه های ساده ی سرودنم
درد می کند
انحنای روح من
شانه های خسته ی غرور من
تکیه گاه بی پناهی دلم شکسته است
کتف گریه های بی بهانه ام
بازوان حس شاعرانه ام
زخم خورده است
دردهای پوستی کجا؟
درد دوستی کجا؟
این سماجت عجیب
پافشاری شگفت دردهاست
دردهای آشنا
دردهای بومی غریب
دردهای خانگی
دردهای کهنه ی لجوج
اولین قلم
حرف حرف درد را
در دلم نوشته است
دست سرنوشت
خون درد را
با گلم سرشته است
پس چگونه سرنوشت ناگزیر خویش را رها کنم؟
درد
رنگ و بوی غنچه ی دل است
پس چگونه من
رنگ و بوی غنچه را ز برگهای تو به توی آن جدا کنم؟
دفتر مرا
دست درد می زند ورق
شعر تازه ی مرا
درد گفته است
درد هم شنفته است
پس در این میانه من
از چه حرف می زنم؟
درد، حرف نیست
درد، نام دیگر من است
من چگونه خویش را صدا کنم؟
88/8/8 اکتبر 26, 2009
Posted by kian88 in اینترنت.2 comments
دم عيد وقتي تقويم سال جديد را مي خرم دور تعطيلات وسط هفته خط مي كشم ، روز تولد اعضاي خانواده و دوستان را پر رنگ مي كنم و دور روز فوت پدربزرگهايم يك خط سياه مي كشم كه هر وقت به آن تاريخ مي رسم فراموش نكنم كه برايشان هديه بخرم، تبريك بگويم و بر سر مزارشان بروم.به گمانم خيليها مثل من هستند.
سال گذشته دم عيد علاوه بر اين خطوط و يادآوريها، وقتي به 88/8/8 رسيدم يك علامت ستاره گذاشتم و نوشتم منتظر استجابت هستم، منتظرم باش .احساس مي كردم كه آن اتفاق دوست داشتني برايم در همان روز خواهد افتاد يا تا آن روز افتاده و من …
يك ماه پيش تا نزديكيهاي خريد بليط به مشهد هم رفتم اما نشد…
خلاصه آنكه مانده ام منتظر كه چه مي شود؟! چه اتفاقي خواهد افتاد؟!
برخي اين جفت و جور شدنها را به فال نيك مي گيرند و حتي آن را اقتران سعدين نيز خوانده اند.خيلي از محضرها براي اين روز وقت قبلي داده اند و سرشان شلوغ است.خيليها افتتاح شركت و محل كسبشان را اين روز انتخاب كرده اند.حتي برخي تولد بچه اشان (زايمان )را براي اين روز گذاشته اند.اما من هيچ كدام از اينها نيستم.دستم خاليست و منتظر عنايتي و گشايشي هستم.
السلام عليك يا غريبا الغربا
استفاده از Socks Proxy در ویندوز و عبور از فیلترینگ اکتبر 22, 2009
Posted by Orem in آموزشی, نوشتهها.add a comment
یکی از روش هایی که راحت میشه از شر فیلتریگ خلاص شد استفاده از یک سرور لینوکسی در یک کشور دیگه و برپایی Socks Proxy هستش که قبلا اینجا در موردش و نحوه اتصال به سرور در لینوکس نوشته بودم.
خوب اول یک توضیحی بدم که اصلا نگران نباشید که سرور لینوکس تو کشور دیگه از کجا گیر بیارید کافیه به این وبسایت بروید که کارش معرفی سرویس دهنده های رایگان این نوع سرورهاست، ترجیحا به چند لینک آخر مراجعه کنید بطور مثال yunix که نحوه ی در یافت یک حساب کاربری رایگان در سرور خودش رو توضیح داده پس کافیه یکم جستجو کنید تا یه سرور رایگان گیرتون بیاد (یکم با آی آر سی هم آشنایی داشته باشید همه چیز حله).
خوب حالا فرض می کنیم که اکانت رایگان یا غیر رایگان شما ایجاد شده و آماده اید که از آن استفاده کنید. قبلا درمورد نحوه ی اتصال به سرور در لینوکس توضیح داده بودم حالا در ویندوز ابتدا یک برنامه معرفی می کنم به اسم Putty که یک کلاینت ssh و telnet هست و باید از اینجا دانلود کنید و در جایی مثلا دسکتاپ قرار بدید.
روی کیبورد Start+R رو با هم فشار بدید تا پنجره RUN برای شما باز بشه و توش تایپ کنید cmd و اینتر کنید. در پنجره cmd باز شده وارد دسکتاپ شوید که برنامه putty رو اونجا دانلود کرده بودید به این صورت:
C:\Users\YOU>cd Desktop
حال برای اتصال بوسیله برنامه به این صورت عمل می کنیم:
C:\Users\YOU\Desktop>putty.exe user@server -p <port> -D 6547
از عبارت p- زمانی استفاده می کنیم که اعلام کنند از پورت خاصی استفاده کنید مثلا در سرور yunix باید از پورت 666 استفاده کنیم، در غیر اینصورت اصلا این سوئیچ را قرار نمی دهیم. بجای user از user name خود در سرور مقصد و بجای server هم آدرس سرور یا آی پی آن را قرار می دهیم مثلا user@yunix.net و در مورد سوئیچ D- و مقدار آن و نحوه ی تنظیم فایرفاکس قبلا توضیح دادم که می توانید از آنجا بخوانید و به همین راحتی فیلترینگ را دور بزنید.
پی نوشت: خیلی از هاست هایی که برای دامین های شخصی مورد استفاده قرار می گیرد یکی از امکانات آن ssh access می باشد که شما را از سرور های دیگه و رایگان و غیر رایگان بی نیاز می کند.
تکرار، تقلید ، تقلب اکتبر 10, 2009
Posted by kian88 in اینترنت, نوشتهها.5 comments
با اینکه از دوستان شنیده بودم که نمایشگاه امسال ارزش رفتن ندارد اما به سبب شغلم که باید از هر نمایشگاه و همایشی سر در بیاورم یک بعدازظهر دلچسبم را به مصلا نمایشگاه رسانه های دیجیتال اختصاص دادم.
از ایستگاه مترو که خارج شدم دویدم به سمت اتوبوس صلواتی!! جمعیت بد نبود، نسبتا خود را مشتاق نشان می دادنند و بیشتر جوان بودنند. این وسط چند مادر عزیز را هم دیدم که بچه بغل آمده بودنند با هزار مکافات. با نقشه نمایشگاه و خودکار و کاغذ سفید شروع به چرخیدن کردم. در غرفه ای نمایش برگزار کرده بودنند و بازیگر بیچاره عرق ریزان داشت فرهنگ سازی می کرد، صورتش را هم سفید کرده بود (!!).آن جلوتر کاریکاتورهای بی نمکی به دیوارها آویزان کرده بودنند، با پوسترها و تصاویر می خواستند بگویند که فلان سایت جیزه ، آخ آخ مادر عزیز حواست کجاست بچه ات رفته توی فلان سایت و …
ترجیح دادم از این بخشها بگذرم و سری بزنم به بخش استانها و سازمانها.گویا برای خالی نبودن نه تنها این بخش که کل نمایشگاه، وزارت ارشاد زحمت کشیده بود و همه شعباتش را سایت دار کرده بود(کیفیتش را خودتان حدس بزنید) و آورده بود به نمایشگاه .
خبرگزاری محترم ایرنا هم قبول زحمت کرده بود و تشریفش را آورده بود….اوف باور کنید تا دم غرفه رفتم و خواستم که لیچاری بارشان کنم اما ولشان کردم و برگشتم. کمی با وزارتخانه بی هلو صحبت کردم، خیلی افسرده بودنند و مدام می گفتند خب اینای که شما میگید به ما ربطی نداره و آهی می کشیدند.بعد هم به دیوار خوردم و برگشتم. آ .. نه صبر کنید در همین طبقه اگر اشتباه نکنم راه به راه غرفه کشور لبنان را دیدم!! خلاصه آمدم طبقه پایین
و چشممان به پونه خورد و ما هم که در خیزش مارگونه ی کم و کاستی نمی گذاریم ویراج دادیم و از کنار غرفه سپاه و متعلقاتش به سمت دیگر رفتیم.اما گمان کردیم که رفتیم.اینجا پر بود از همان مراکز حالا با اسم و رسمی دیگر، آمده بودنند تا در جنگ نرم کله دشمن را بکوبند به دیوار ، یکی از همین مراکز با اعتماد به نفسی ستودنی یوتوب آر آی ساخته بود. دیدم نمی شود از این غرفه بگذرم و چیزی نگویم.رفتم جلو با لبخند گفتم : واقعا خسته نباشید پسر آمد جلو لبخندی زد و گفت: ممنون ( کارتی به من داد رویش نوشته بود آی لاو یو ) نگاهی کردم و گفتم ان شالله به فیس بوک آی آر می پیوندید.چشمکی با لبخند تحویلم داد و گفت: نه لطفا آدرس پشت این کارت را نگاه کنید. با این آدرس حق شکایت از ما رو ندارند. همچنان با لبخند (زورکی) گفتم :خب این چه کاریه؟ شما تقلید و تقلب رو خیلی دوست دارید نه؟ نیست اینطور؟! باز به حرف خودش ادامه می دهد و من بی اعتنا می گویم امیدوارم ازتون پس بگیرن .
همین طور رد می شدم و نگاه می کردم و با برخی کل کل می کردم و با برخی خوش و بش.کلی فید بک مجانی در اختیار برخی سایتها قرار دادم و از نظرات گوهربارم مستفیذشان کردم.
نهایتا خانمی یخه ما را گرفت و از ما نظر خواست که نمایشگاه چه طور و …. و من هم جای شما خالی نمایشگاه را در مجموع ضعیف ارزیابی کردم.
طبق روال همه نمایشگاهها در صف غذا ایستادم ناهاری نوش جان کردم و آمدم.
پی نوشت : از این به بعد اگر توانستیم و صاحب خانه محترم این وبلاگ ، ما را شایسته دیدنند.مزاحم می شویم
پی نوشت بعدتر:فهرست برگزیدگان نمایشگاه رسانه های دیجیتال دیدنی است
در دام کودتاچیان نیفتیم سپتامبر 13, 2009
Posted by Orem in انتخاب دهم, نوشتهها.3 comments
دوستان عزیز در دام کودتا چیان نیفتیم … آن ها می خواهند با انتشار شایعه احتمال دستگیری سران جنبش و نیز برگزاری دادگاه نمایشی اعتراف و همیچنین آزاد کردن بعضی از زندانیان و سخنرانی های پی در پی سران کودتا به تشویش اذهان عمومی بپردازند و مانع از تبلیغ سبز برای روز قدس سبز شوند.
روز قدس آخرین و تنها فرصت نیست روز قدس می تواند سر آغاز حرکتی نو در مبارزاتمان باشد پس بیایید در اولین حرکت مشت محکمی شویم در دهان استکبار داخلی… پس همه با هم در حد توان برای تبلیغ و حضور گسترده در این روز تلاش می کنیم.
ایرانی آزاده جهان چشم به راه است…




